تبليغاتX
به نام خداوند جان و خرد _ كزين برتر انديشه بر نگذرد سعید ساربان

نمی دانم پس از ماهها سکوت چه باید بگویم جز اینکه در سوز زمستان و تاراج خزان،شکوفه ای بر درختی نخواهد شکفت و برگی بر شاخه ای نخواهد رویید.

امروز ایمان من  به آغاز فصل سرد و ادراک عینی هستی آلوده زمین پیوند خورده و نیک می دانم که این پایان آرمان نیک بختی است.

فرشته ی بال و پر شکسته ی شهر آتن با چشمان خسته اش به من و برادرم رسو می نگرد و با سکوتی معصومانه این گفته ی مشهور ولتر را در گوش زمان فریاد می زند :

                  " ما جهان را با همان زشتی و فساد که بازیافته بودیم ترک خواهیم گفت "

امشب رسو خاموش است و آه سرد خویش را از سر درد با باد برد تلفیق می کند.

گویی سر این ندارد تا مشعل فروزان آفتاب را دوباره در دلم بی افروزد و با شعر  بهار،جان بی تابم را تسلی بخشد.

و در این میان ، ساربان،سرگردان است و نا باورانه قافله ی عمر خویش را در ظلمت شب به ناکجا آباد می برد .

به راستی نمی دانم که راه این تقدیر به سوی ستاره ی شمال و قطب یخبندان است یا به سمت خط استوا و چمنزار خوشبختی ؟

آیا می توان هنوز همچون هگل به فرجام تاریخ اعتماد کرد ؟

رسو همچنان خاموش است و من هرچند که مأیوسم امّا همواره معتقد خواهم بود که سرانجام داستان آفرینش، رسیدن روح تاریخ به دهکده ای در پشت کوههای نیک بختی است.

چون

خدا با ماست .

+ نوشته شده توسط سعید ساربان در 2011/12/26 و ساعت 10:21 PM |

مقاله - حقوق بین الملل کیفری

..........................................................................................

عناصر ژنوساید و توسعه مفهوم

 عدالت کیفری بین المللی

 سعید ساربان*

******************

The Genocide's elements

and development of the notion of

International Criminal Justice

***********

 

Abstract :

The identification of the structure of genocide's elements ,is a very significant legal basis for whether or not a particular act can be considered as an act of genocide.in any event in order to serve the interests of justice,it is important for Law that the legal basis of the crimes could be well kown and implemented.in this respect,article 9 of statute of international criminal court,states that the elements of crime shall assist the court in interpretation and application of arts,6,7 and 8.

Whole of international criminal tribunals,such as International Criminal Tribunal for Rwanda,International Criminal Tribunal for the formerYugoslavia,International criminal court and even International court of justice (in the Application of the Convention on the Prevention and Punishment of the Crime of Genocide-Bosnia and Herzegovina v. Serbia and Montenegro)had an special attention as to diction and description of genocide's elements.

In this respect however,the existence of different legal attitudes towards genocide's elements is considerable as to development of the scope of  Criminal and Public International Law.

This essay in its first part,has tried to reflect  and explain the Procedures of international tribunals and in its second part,it has described the recent judgement of international court of justice towards genocide's elements,concerning to the case is mentioned above.the consequence of this essay has new valid legal argument on the necessity of a quasi contextual element or a state policy not only as an essential prerequisite for the occurrence of Genocide,but also as a potential factor for development of International Law.

 

Key words :

Actus reus - mens rea- dolus specialist -quasi contextual element-protected groups-                             Positive/negative criteria- subjective/objective approach.

 ..........................................................................................................................................

مقدمه  :

در اصول و قواعد کلّی حقوق جزای عمومی،یک فعل یا ترک فعل هنگامی دارای وصف مجرمانه می گردد که دارای عناصر اساسی و متشکله ی جرم باشد.این عناصر،سازنده ی چهارچوب و ساختار وجودی جرایم بوده و به دیگر سخن؛هیچ جرمی بدون ثبوت عناصر مذکور تحقق نمی یابد و در صورت عدم وجود هر یک آنها دریک عمل یا ترک عمل ،هرگز آثار جرم بر آن مترتّب نخواهد شد.

عناصر متشکله ی جرم در تحقق همه ی جرایم ایفا کننده ی  نقشی اساسی هستند.یعنی بدون وجود مشترک همه ی این عناصر در جرم؛ یک فعل یا ترک فعل،جنبه ی مجرمانه نخواهد یافت.این عناصر در سه گروه ؛ عنصر قانونی ، عنصر مادی و عنصر معنوی طبقه بندی می شوند.

منظور از عنصر قانونی این است که جامعه باید قبل از اینکه فعل یا ترک فعلی را جرم به شمار آورد،شهروندانش را از پرداختن به آن، با وضع و انتشار عمومی قانون نهی کرده و کیفری را برای مرتکبین اعمال خلاف قانون، مقرر کرده باشد .بنابراین وجود هیچ جرم و مجازاتی بدون وجود قانون مؤخر ممکن نیست*.

در عین حال مقصود از عنصر مادی نیز این است که فعل یا ترک فعل مجرمانه باید منصه ی ظهور و فعلیّت برسد و تا وقتی که در عالم خارج تحقق نیابد،به صرف بروز در ذهن اشخاص،قابل تعقیب نخواهد بود**.

امّا عنصر معنوی که گاهاً از آن تحت عنوان عنصر روانی*** نیز یاد می شود بدین صورت مصداق وجودی می یابد که عمل یا ترک عمل مجرمانه با علم و آگاهی ارتکاب یافته باشد.بر این مبنا فعل مجرمانه ای که نتیجه ی خواست و اراده ی فاعل نباشد،به دلیل عدم وجود عنصر روانی قابل مجازات نخواهد بود.

در این راستا هرچند تاکنون اساتید و پژوهشگران گرامی درمقالات و کتب ارزشمند خویش،در رابطه با شرح مبانی حقوقی عناصر متشکله ی  جرایم بین المللی کمر همّت بسته اند امّا کوربختانه هنوز، سخن از تأثیر این عناصر در روند توسعه ی حقوق کیفری بین المللی و تحقق اهداف متعالیه ی آن در زبان  پارسی به میان نیامده است.از این رو آنچه در این نوشتار از مطمح نظر خواهد گذشت ،بررّسی عناصر فوق الذکر در اصول حقوق بین الملل کیفری است که  با تأکید بر رویّه ی عملی دیوانهای بین المللی به تحلیل نظری توسعه ی مفهوم عدالت کیفری بین المللی در چهارچوب عناصر ژنوساید می پردازد.

 در این رابطه در بخش اوّل ؛بررسی مهمترین جرم بین المللی،یعنی نسل کشی یا ژنوساید ،از منظر عناصر سه گانه ی جرایم و رویّه ی قضایی بین المللی، در دستور کار قرار داشته و در فصل دوّم به تشریح رویکرد دیوان بین المللی دادگستری در توصیف عناصر این جرم در در دعواي بوسني هرزگوين عليه صربستان و مونته نگرو(یوگوسلاوی) و همچنین تحلیل مفهومی جدید در حقوق بین الملل کیفری به نام شبه عنصر برخاسته از شواهد و قراین**** پرداخته می شود.

لازم به ذکر است،علیرغم تلاش نگارنده در تحلیل دقیق عناوین این نوشتار به زبان پارسی، نظر به اینکه مطالب عنوان شده از بُعد نظری و عملی دارای پیچیدگی های فنّی بسیاری است و آراء پر مجادله ای را در  رویّه ای غامض، برای شناسایی دقیق عناصر جنایت نسل کشی تشریح می کنند،انعکاس بخش های مهّم مواد،احکام و نظریّات مربوطه به زبان اصلی  در پانویس اوراق،در جهت تبیین بهتر و روشن تر آن و همچنین ایجاد سهولت بیشتر برای خوانندگان گرامی در دسترسی به منابع، لازم به نظر می رسید.

..................................................................................................................................................................................

*- Nullum crimen,nulla poena sine lege

**- Actus reus

*** - Mens rea

****- Quasi Contextual Element

....................................................................................................................................

برای دریافت متن کامل مقاله ی فوق

به لینک زیر مراجعه بفرمایید 

 برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک کنید

                                                                     یا

http://sareban.persiangig.com/document/Genocide.pdf

                                                                  

+ نوشته شده توسط سعید ساربان در 2011/3/20 و ساعت 8:42 PM |
                                        برادرم رسو (۳)

                    mon frère-Jean Jacques Rousseau

برادر عزیزم؛

در آن هنگام که در ژرفنای جانم نا امیدی و حزن،هستی مرا به چالش کشیده بود،در ابتدای فصلی سرد و آغاز یأس تیره و غمناک آسمان،در آن زمان که آرزو داشتم تا در غروب خورشید ظلم،شاهد طلوع سیاه چاله ای از قلب خروشان کهکشان باشم،تو در منظر نگاه پر امیدت خاطر خسته ام را تسلّی دادی و فرجام داستان آفرینش را در پرتو اندیشه ات نیک دانستی .

اکنون در قلب زمستان،میدان التحریر قاهره، بهار آزادی را مبدّل به سیاهچاله ای ابدی برای همه ی مستبدّین و خودکامگان جهان ساخته است.

ژان خوبم تو در جان من ترانه ی سعادت انسان را زمزمه کردی و مرا مشتاق  عدالت خواهی نمودی ،امروز  برادر حقیرت،ساربان بیدلی است که در پیشگاه نگاه پر شور تو قافله ی عمر خویش را به سوی آرمان شهر اصالت بشری سوق می دهد.

تمدّن بزرگ آفریقا ثابت کرد که تحقّق رویای وحدت بشر و پایان دولتها با جانفشانی آن جوان سبزی فروش درتونس و پایمردی مردم مصر به زودی تجلّی خواهد یافت .عنقریب خواهد بود که عرصه ی آسمان از زاغ و زغن تهی گشته و  بر فراز  رنگین کمان سعادت انسان،فرشته ی عدالت  پرواز روح انگیز و جاودان  خویش را به تماشا گذارد .

برادر ، روزی از تندیس باشکوه تو در میدان التحریر پرده بر می کشیم و آن مکان را (( میدان آزادی کشور زمین)) می نامیم.

 

+ نوشته شده توسط سعید ساربان در 2011/2/17 و ساعت 11:29 PM |
توضیح : قسمت اوّل این نوشتار در ذیل این بخش مندرج شده است.


در آستانه ی فصلی سرد و در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین، روان خویش را در فروغ شعر

 زمستان ،اسیر می بینم و از دهشت تاراج خزان بر خویش می لرزم.

امروز روز اوّل دی ماه است و اهریمن فقر،ارگاسم مرگ را برای دخترک کبریت فروش به ارمغان آورده

 دخترک کبریت فروش

میلیاردها سال است که این سیّاره ی خون آشام ،بر مخلوقات زمین ظلم می کند و گرمی آفتاب  را با رقص مستانه اش در بیداد طبیعت از ایشان دریغ می دارد.

 انسان هنوز در راه طبیعت به پیش می رود و قانون حاکم بر سعادت او،همچنان تنازع برای بقایی شوم و بی ثمر است. ژولیان آسانژ ،مدیر شریف وب سایت ویکی لیکس ثابت کرد که اصیل ترین دموکراسی های معاصر و حتی  واحد های سیاسی در غالب  کشورهای دمکراتیک ، تنها به تضمین  منافع ملی خویش می اندیشند و در راه تحقق آن هیچ التفاتی به منافع مشترک بشری نخواهند داشت. پازیتیویزم کلاسیک در حقوق بین الملل، دشمن قسم خورده ی صلح و خواهر توامان خودکامگی است و آنجا که از اصولی رضایی سخن می گوید،داستان سرگردانی  هزاران ساله ی  اراده گرایی  را در تاریکخانه ی پر پیچ و خم اذهان خشک اندیش بیان می دارد.انزوا،فقر،شرارت ، توحّش ،جنگ و هراسی پیوسته از خطر جابرانه ی مرگ،فرشته ی عدالت را در زندان دیوان اسیر کرده  و خورشید حقیقت را قرنها در پستوی قلب بیدلان،به خاموشی کشانده است.

تمام مصائب بشری که برخواسته از غرایز فطری دولتمردان و منافع متعارض ملی ایشان است.بعبارت دیگر مادامی که ما معتقد به اصالت اراده ی منفرد و انکار اصالت جمع می باشیم ،ناقض قرارداداجتماعی و پیرو حاکمیت  مطلق در یک توهّم بی اساس به نام اراده ی مطلق هستیم. جایی که یک قدرت مشترک اصیل و برخواسته از اراده ی عمومی جامعه جهانی وجود ندارد،حقوقی اصیل وجود نخواهد داشت و جایی که حقوق نباشد،اثری از عدالت نیست.

کشور جنوب

مخارج ارتش های جهان ، بمب های هسته ای و زرادخانه های نوین اماره ای است قاطع بر این مدّعا که هنوز توحّش بر تمدّن غالب است و باد خزان بر نیسم بهاران مستولی.

روح آزاد اندیش برادرم روسو به فردا امیدوار است تا شاید روزی قرارداد اجتماعی بر طبیعت غالب شده و کشور زمین با یگانه نظام حقوقی اش، آن بودجه های هنگفت را صرف اصالت بخشیدن به جامعه ی جهانی، مبارزه ی با اختلافات طبقاتی و برچیدن تمایز پایین و بالای شهر و شمال و جنوب جهان نماید.

اما من دلتنگ و نا امید، می دانم که برادرم قرن هاست  زیر خروارها خاک خفته است و ارگاسم مرگ،عدالت خواهی جان پاکش را در روان آفرینش تلفیق کرده.

از  شعر فروغ در روز اوّل دی ماه است که من راز فصل ها را می دانم و حرف لحظه ها را می فهمم.نجات دهنده در گور خفته است و خاک، خاک پذیرنده،اشارتی است به قهر طبیعت و خواهری که با تمام معصومیتش در زیر چکمه های زمان له شد...

نگاه کن چه برفی می بارد . برادر تو نیستی و من در فراقت ،در تعهّد به این آرمان مقدس و نجات دخترکان کبریت فروش،عاجزانه بر خویش می لرزم

اکنون با چشمی پر اشک و دلی پر خشم،با تمام وجود آرزو میکنم که ای کاش پیشگویی قوم مایا خرافه نباشد. ای کاش  پایان جهان،هم اکنون در سال 2010 رقم خورده و تا پیش ازتحویل سال نو و آغاز کریسمس،عدالتی خروشان از قلب کائنات بیاید  و منظومه ی خورشیدی و این سیّاره ی جنایتکار را،قبل ازبه پایان رسیدن  چوب کبریت های دخترک،در تکنیگی¹ سیاهچاله اش ، به زندان  ابد محکوم دارد.

...........................................................................................................................................

1-Singularity- The center of a black hole is referred to as a singularity, because it is a point where there is infinite gravitational force. Once matter or energy passes the event horizon, an invisible radius away from the singularity that is determined by the black hole's mass, it is impossible for even light to escape.


b-  http://burro.astr.cwru.edu/stu/stars_blackhole.html

ادمه دارد

+ نوشته شده توسط سعید ساربان در 2010/12/18 و ساعت 3:28 PM |
توضیح مهم : احتراماْ نظر به اینکه یکی از وب سایت های هاستینگ فنی (www.tinypic.com ) که میزبان بخشی از تصاویر این وبگاه بوده است دچار نقص فنی و فیلترینگ  شده است ممکن است تا بر طرف شدن این امر دسترسی به قسمتی از تصاویر برای شما مقدرو نباشد...  

                                        ...........................................................                         

ژان ژاک رسو

دیری است که ندای روانم را به گوش جان می شنوم تا سوار بر، ابر سبک بال خیال ، در آسمان آرمان شهر اصالت بشری ،بر پهنه ی بیکران کشور زمین هچو باران فرو ریزم .

هزارن سال است که مرزها از بطن ضمیر طبیعت ،بر تمدن ما عارض گشته اند و همچنان تفرقه ی شوم جدایی را بر آدمیان تحمیل می دارند اما هرگز نتوانسته اند مانع ازین باشند که ابری رحمت خویش را از دریایی دور ، از فراز آنها گذر داده و وجودشان را در سرود یکپارچگی باران ،بی اعتبار گرداند.

آن دولتمردان ساده دل و این میهن پرستان خشک اندیش را هرگز یارای آن نخواهد بود تا ازسفر پررحمت ابری که از دریای سرزمینیِ شان¹ برخواسته و به سوی کشوری محصور در خشکی روانه است اجتناب کرده ، باران را به نحو عدوان در خزانه ی آهرمن نشانِ منافع ملی خویش محبوس   و آن را از بشریت دریغ دارند.

ما مردمان ملل متحد با الهام از ترانه ی هستی بخش باران،بنیانگذارارزشی نوین خواهیم بودکه انسان پرستی را جایگزین میهن پرستی  و منافع مشترک بشری را جانشین  و غالب بر منافع ملی خواهد ساخت.

سرانجام در بزرگترین کارزارِ تاریخ تمدن، هولناکترین دشمن صلح  را که همانا  مکتب حقوق بین الملل رضایی است از میان برداشته و آثار شوم ااراده گرایی را از پیکره ی مدنیت خویش خواهیم زدود. عنقریب است که دهکده ی جهانی ما  چون جوامع بدوی بی هنجار  نبوده و قدرت تنها وسیله ی تضمین بقاء و توجیهی برای جنگ ، تجاوز و استعمار نباشد.

روزی  مقررات منشورسازمان مردمان متحد،مجالی را به صلاحیت های داخلی و حاکمیت های مطلق درونی نخواهند داد تا خود را خودمختار دانسته و با هنجار شکنی و نقض قواعد آمره به خود نام دولت مستقل بدهند و به تنها تن خویش در تعیین سرنوشت شهروندان، خودکامگی پیشه نمایند.

بی شک بند هفت ماده ی دوم منشور ملل متحد  به پایان عمر خویش نزدیک می شود تا دیگر کسانی به خود اجازه ی این جسارت بزرگ را ندهند تا سخن از پوچی قاعده ی آمره گفته و ورود  فرشته ی عدالت را به حوزه ی حقوق بین الملل،افسانه و خیالی موهوم  بپندارند¹.

این آرمان گرایی نیست بلکه تدقیقی موشکافانه در توسعه ی حقوق انسانی است که سرانجام  زورمندانِ ابر قدرت یا آنانی که مکاتب را ابزار چپاول ملتها قرار داده اند را در برابر روح پر شور برادرم ؛ رسو² و قرار داد اجتماعی اش تسلیم خواهد کرد.

آقای مایکل گلنون : اگر قرار بود با جهان همانگونه که هست رفتار می کردیم ،همچنان در مذلت توحش  غرق و در خوی حیوانی خویش اسیر اراده ی سرگردان طبیعت بودبم.ما از هزاره های دور گذشته تا کنون با جهان آنگونه که مایل بوده ایم رفتار کرده ایم و زین پس نیز خواهیم کوشید تا به دکترین قاعده ی آمره ، تقدس و اعتباری بیشتر از پیش بخشیم.

بی تردید شما جهان را با همان زشتی و فسادی که بازیافته بودید ترک خواهید گفت و نسلهای آینده در مدرسه ی حقوق دانشگاه تافت ماساچوست ،از ایده ی خطرناک شما به نیکی یاد نخواهند کرد

چارز داروین ،هرگز نمی دانست که پس از میلیونها سال،نوادگانی از همو اریکتوس³ وجود آگاه را برای همیشه بر هستی سرگردان غالب کرده و دست طبیعت را مطیع اختیار و انتخاب خویش خواهند ساخت .آنان با نقض قانون ناعدالانه ی بقای اصلح 4 و حذف آثار نامیمون اجتماعی آن بساط همه ی نژاد پرستان دیوانه  را بر خواهند چید و با تعمیم قرارداد اجتماعی از حوزه ی کشوری به حیطه ی جهانی، بنیانگذار یگانه حاکمیتی خواهند بود که اصالت جمع را بر هر فرد و کشوری رجحان می بخشد و قدرت نظام بین المللی خویش را در سایه ی یک پارلمانتاریسمِ آریستو- دموکراتیک ، با منافع مشترک بشریت توجیه می نماید.

در آینده  نقشه ی راه را ترسیم و ادعای خویش را در نفی مبانی تفکر رضایی بودن حقوق بین الملل  اثبات خواهم کرد. تجلّی ارده ی عمومی ملل متحد در قرارداد بین المللی اجتماعی مسجل خواهد شد.اینجا خط پایان دولت ها است. با من همراه شوید ...

 

 ......................................................................................................................................

1-Glennon-Michael-“De l’absurdité du droit impératife (Jus cogens)”-in Revue Général de droit international public-110(2006)-3,pp.529-536

ر ج همچنین به ترجمه ی مقاله ی مذکور به فارسی با عنوان "پوچی قاعده ی آمره در حقوق بین الملل" از دکتر صابر نیاورانی –مجله ی تحقیقات حقوقی دانشگاه شهید بهشتی-شماره 49- بهار و تابستان 88-صفحه 557

2- Jean-Jacques_Rousseau est un écrivain, philosophe et musicien genevois de langue française

3-Homo_erectus, or “upright man,” had a larger brain, flatter face, and taller body than earlier human species. Anthropologists believe that Homo erectus probably evolved in Africa and then spread to Asia. It lived from about 1.8 million years ago to as recently as 30,000 years ago.

4- Survival_of_the_fittest

 ........................................................................................................................................

 

روي لينك رو به رو كليك كنيدورود به صفحه اصلی سایت

        سکوت آفتابروي لينك رو به رو كليك كنيد

International Norooz روي لينك رو به رو كليك كنيد

+ نوشته شده توسط سعید ساربان در 2010/8/21 و ساعت 10:14 PM |

برای جویای حقیقت نیت راستین کافی نیست بلکه هماره باید اخلاص و نیت خود را بپاید و آن را از دیده ی شک بنگرد.........................................................دلداده ی حقیقت ، حقیقت را به خاطر هماهنگی آن با آمال و امیال خویش نمیخواهد بلکه حقیقت را تنها به خاطر حقیقت بودنش دوست میدارد ، حتی اگر مخالف باور و عقیده اش باشد.......................................................................... پس هرگاه اندیشه ای متعارض با مبادی ذهنی اش ، به فکر او خطور کند ، آنجا باز می ایستد و به بررسی می پردازد.....................................................تو باید هر روز یک بار با خویشتن خویش به جنگ برخیزی و در این کار نباید برای شکست یا فیروزی اهمیتی قائل شوی ، چرا که این امر به حقیقت مربوط میشود نه به تو ----------------- فردریش نیچه


جستجو در مطالب اين صفحه


Sareban
قويترين متورهاي جستجوگر
Google
WEB http://Sareban.org

Search for:
Search from:
Statistical Control